top of page


بیانیه سازمان لیبرتی در محکومیت اعدام سه جوان آزاده‌رزم ایرانی توسط جمهوری اسلامی

سازمان لیبرتی اعدام سه جوان آزاده‌رزم ایرانی، مجید کاظمی، سعید یعقوبی و صالح میرهاشمی، را به شدت محکوم کرده و آن را نماد حق‌کشی جمهوری اسلامی می‌داند.

بیانیه سازمان لیبرتی در محکومیت اعدام سه جوان آزاده‌رزم ایرانی توسط جمهوری اسلامی

دفترچه ی اضطرار نوفدی و نیاز به پایبندی به قانون اساسی مشروطه – پاسخی به یادداشت سعید قاسمی نژاد و آیدین پناهی

(برگردان پارسی یادداشت سازمان لیبرتی در اورشلیم پست در پاسخ به نوشته ی آقایان قاسمی نژاد و پناهی (نهم شهریورماه ۲۵۸۴) در همین رسانه)


لینک به اورشلیم پست

در یادداشت نهم شهریورماه سال جاری در اورشلیم پست، با نام «برنامه ی [شاهزاده] رضا پهلوی برای ایران، برنامه ای برای نوزایی»، سعید قاسمی نژاد و آیدین پناهی خواستار پشتیبانی غرب از دیدگاهی می شوند که در «دفترچهی اضطرار» سازمان نوفدی آمده است و آن را دیدگاه ولیعهد ایران، شاهزاده رضا پهلوی میخوانند. آنان در این یادداشت بر ناتوانی های جمهوری اسلامی – فروپاشی اقتصادی، خیزش های مردمی و انزوای جهانی – انگشت می گذارند و با نگاهی به آینده، ایرانی آزاد را تصویر می کنند که تهدیدهای هسته ای و نیابتی هایی چون حزبالله و حماس را برمی چیند و امنیت اسرائیل و پیمان ابراهیم را استوار می سازد.

ما، هواداران شاهنشاهی مشروطه، نیز با امید به این دگرگونی برای آزادی ایران تلاش می کنیم. با این همه، یادداشت آقایان قاسمی نژاد و پناهی کاستی های ژرف دفترچه ی نوفدی را نادیده می گیرد و منتقدان را رانده و سرزنش می کند؛ رویکردی که به پراکندگی اپوزیسیون می انجامد و شکستهای گذشته ی نوفدی را بازآفرینی می کند.

در این یادداشت، قاسمی نژاد و پناهی منتقدان دفترچه ی «اضطرار» را «مزدوران مجاهدین خلق» یا «یگان های سایبری رژیم تهران» می خوانند و آنان را با عنوان خرابکاران یک «فرقه ی مارکسیست–اسلامی» متهم می سازند. این تصویرسازی ناراست است. در حقیقت، بلندترین آوای منتقدان به دفترچه از سوی کنشگران سکولار، میهن گرا و پادشاهی خواه درون و برون ایران برخاسته است. شگفت آنکه آقای قاسمی نژاد کار سیاسی را به عنوان سرپرست «دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه» – گروهی اسلامگرای چپگرا، همسو با جناح اصلاحطلب جمهوری اسلامی – آغاز کرد و امروز دیگران را «اسلامی–چپگرا» می نامد.

نگران کننده تر آنکه برخی نویسندگان دفترچه پیشینه ای آشکار در دشمنی با اسرائیل دارند. برای نمونه، آناهیتا حسینی – از نویسندگان دفترچه – در نوشته ای در شبکه ی ایکس خود آورده است: «جهان ایران را نکوهش می کند، اما هرگز نمی پرسد چرا اسرائیل جنگ افزار هسته ای دارد.» وی در ۲۵ خرداد سال جاری از ایرانیان و غیرایرانیان خواست «یورش اسرائیل را محکوم کنند.»

یکی از انتقادات اصلی به دفترچه این است که می کوشد ساختار قدرت جمهوری اسلامی را بازسازی کند. بنابراین، باید به روشنی از انگیزه ی جناب قاسمی نژاد در به کارگیری چنین افرادی جویا شد.

نام پشتیبانانی چون صادق بیگدلی – رایزن ارشد پیشین جمهوری اسلامی در دولت روحانی و وزارت خارجه ی ظریف – بر نگرانی ها می افزاید. بیگدلی در سال ۲۰۱۴ به عنوان مذاکره کننده جمهوری اسلامی برای عضویت در سازمان تجارت جهانی منصوب شد. او برجام را «دستاورد دیپلماتیک» نامید؛ پیمانی که به باور بسیاری، رژیم تهران را توانگر ساخت، ماشین ترور علیه اسرائیل را خوراک داد و مایه ی پیشرفت هسته ای جمهوری اسلامی شد. کارنامه ی او در دادوستدهای پرابهام با جمهوری آذربایجان مورد پرسش است و این گمان را نیرومند می کند که انگیزه های شخصی و فرصت طلبی در پیوستن او به اپوزیسیون پررنگ تر از باور راستین به آزادی است.

گرایش نوفدی به همکاری با چنین کسانی پیامد سالها ناتوانی یا بی میلی به همکاری با ایرانیان خوشنام تر و اصولی تر در اپوزیسیون است. نوفدی با شکستن پل ها با بسیاری از فعالان و سازمانهای اپوزیسیون، اکنون ناچار به هم پیمانی و همکاری با تازه جداشدگان (ریزشی ها) از رژیم جمهوری اسلامی شده اند، بی آنکه دستاوردی داشته باشند. حضور کسانی با پیشینه ی حکومتی یا پشتیبانی از برجام اعتماد همگانی به نوفدی را از میان برده است.

به باور ما، دفترچه ی نوفدی خطر بازآفرینی شکستهای انقلاب ۱۳۵۷ را در خود دارد، زمانی که ابهام ها و نهادسازی های بی پایه به استبداد دینی انجامید. بیانیه ی کنشگران پادشاهی خواه در وبسایت سازمان «ایرانیان آمریکایی برای آزادی» (IAL) نشان میدهد که نوفدی قانون اساسی مشروطه ی پیش از ۱۳۵۷ را یکسره کنار می گذارد و خلأیی حقوقی می آفریند که میتواند زمینه ساز هرج ومرج باشد، و همزمان شورایی به نام «نهاد خیزش ملی» می سازد که یادآور «شورای انقلاب» خمینی است، ساختاری بدون پاسخگویی.

بسیاری از پژوهندگان و کنشگران دیگر نیز به کژی های روش نوفدی پرداخته اند: خواست وفاداری بی چون و چرا، خاموش کردن صدای منتقدان، و گزینش های نادرست مشاوران، که در دوازده سال گذشته تنها به پراکندگی و ناکامی انجامیده است. این پراکندگی به سود جمهوری اسلامی است و بازوی نیابتی آن علیه اسرائیل را زنده نگاه میدارد. پیوندهای تاریخی، همچون دوستی ایران و اسرائیل در روزگار پهلوی، نشان می دهد که بازگشت به قانون اساسی مشروطه ی پیش از ۱۳۵۷ – با اصلاح و بهروز شدن در چارچوب حقوقی آن – می تواند هم ثبات دوران گذار را تضمین کند و هم راه را بر دگرگونی های بنیادین بگشاید.

تنها از راه گفت وگوی آزاد و برنامه ریزی روشن است که میتوان ایران را بازسازی کرد و امنیت اسرائیل و هم پیمانی با آمریکا–اسرائیل را در برابر دشمنان مشترک استوار ساخت. افسوس آنکه نوفدی و جناب قاسمی نژاد با چنین رویکرد و گفتوگویی مخالف اند.

۱۷ شهریور ۲۵۸۴ شاهنشاهی

علی سعادت ملی: کارشناس ارشد امور مالی و بانکداری و برنده ی جایزه استیون ساس برای گسترش صلح در خاورمیانه
دانیال جعفری: پرزیدنت سازمان لیبرتی (IAL)دفترچه ی اضطرار نوفدی و نیاز به پایبندی به قانون اساسی مشروطه – پاسخی به یادداشت سعید قاسمی نژاد و آیدین پناهی

(برگردان پارسی یادداشت سازمان لیبرتی در اورشلیم پست در پاسخ به نوشته ی آقایان قاسمی نژاد و پناهی (نهم شهریورماه ۲۵۸۴) در همین رسانه)

لینک به اورشلیم پست

در یادداشت نهم شهریورماه سال جاری در اورشلیم پست، با نام «برنامه ی [شاهزاده] رضا پهلوی برای ایران، برنامه ای برای نوزایی»، سعید قاسمی نژاد و آیدین پناهی خواستار پشتیبانی غرب از دیدگاهی می شوند که در «دفترچهی اضطرار» سازمان نوفدی آمده است و آن را دیدگاه ولیعهد ایران، شاهزاده رضا پهلوی میخوانند. آنان در این یادداشت بر ناتوانی های جمهوری اسلامی – فروپاشی اقتصادی، خیزش های مردمی و انزوای جهانی – انگشت می گذارند و با نگاهی به آینده، ایرانی آزاد را تصویر می کنند که تهدیدهای هسته ای و نیابتی هایی چون حزبالله و حماس را برمی چیند و امنیت اسرائیل و پیمان ابراهیم را استوار می سازد.

ما، هواداران شاهنشاهی مشروطه، نیز با امید به این دگرگونی برای آزادی ایران تلاش می کنیم. با این همه، یادداشت آقایان قاسمی نژاد و پناهی کاستی های ژرف دفترچه ی نوفدی را نادیده می گیرد و منتقدان را رانده و سرزنش می کند؛ رویکردی که به پراکندگی اپوزیسیون می انجامد و شکستهای گذشته ی نوفدی را بازآفرینی می کند.

در این یادداشت، قاسمی نژاد و پناهی منتقدان دفترچه ی «اضطرار» را «مزدوران مجاهدین خلق» یا «یگان های سایبری رژیم تهران» می خوانند و آنان را با عنوان خرابکاران یک «فرقه ی مارکسیست–اسلامی» متهم می سازند. این تصویرسازی ناراست است. در حقیقت، بلندترین آوای منتقدان به دفترچه از سوی کنشگران سکولار، میهن گرا و پادشاهی خواه درون و برون ایران برخاسته است. شگفت آنکه آقای قاسمی نژاد کار سیاسی را به عنوان سرپرست «دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه» – گروهی اسلامگرای چپگرا، همسو با جناح اصلاحطلب جمهوری اسلامی – آغاز کرد و امروز دیگران را «اسلامی–چپگرا» می نامد.

نگران کننده تر آنکه برخی نویسندگان دفترچه پیشینه ای آشکار در دشمنی با اسرائیل دارند. برای نمونه، آناهیتا حسینی – از نویسندگان دفترچه – در نوشته ای در شبکه ی ایکس خود آورده است: «جهان ایران را نکوهش می کند، اما هرگز نمی پرسد چرا اسرائیل جنگ افزار هسته ای دارد.» وی در ۲۵ خرداد سال جاری از ایرانیان و غیرایرانیان خواست «یورش اسرائیل را محکوم کنند.»

یکی از انتقادات اصلی به دفترچه این است که می کوشد ساختار قدرت جمهوری اسلامی را بازسازی کند. بنابراین، باید به روشنی از انگیزه ی جناب قاسمی نژاد در به کارگیری چنین افرادی جویا شد.

نام پشتیبانانی چون صادق بیگدلی – رایزن ارشد پیشین جمهوری اسلامی در دولت روحانی و وزارت خارجه ی ظریف – بر نگرانی ها می افزاید. بیگدلی در سال ۲۰۱۴ به عنوان مذاکره کننده جمهوری اسلامی برای عضویت در سازمان تجارت جهانی منصوب شد. او برجام را «دستاورد دیپلماتیک» نامید؛ پیمانی که به باور بسیاری، رژیم تهران را توانگر ساخت، ماشین ترور علیه اسرائیل را خوراک داد و مایه ی پیشرفت هسته ای جمهوری اسلامی شد. کارنامه ی او در دادوستدهای پرابهام با جمهوری آذربایجان مورد پرسش است و این گمان را نیرومند می کند که انگیزه های شخصی و فرصت طلبی در پیوستن او به اپوزیسیون پررنگ تر از باور راستین به آزادی است.

گرایش نوفدی به همکاری با چنین کسانی پیامد سالها ناتوانی یا بی میلی به همکاری با ایرانیان خوشنام تر و اصولی تر در اپوزیسیون است. نوفدی با شکستن پل ها با بسیاری از فعالان و سازمانهای اپوزیسیون، اکنون ناچار به هم پیمانی و همکاری با تازه جداشدگان (ریزشی ها) از رژیم جمهوری اسلامی شده اند، بی آنکه دستاوردی داشته باشند. حضور کسانی با پیشینه ی حکومتی یا پشتیبانی از برجام اعتماد همگانی به نوفدی را از میان برده است.

به باور ما، دفترچه ی نوفدی خطر بازآفرینی شکستهای انقلاب ۱۳۵۷ را در خود دارد، زمانی که ابهام ها و نهادسازی های بی پایه به استبداد دینی انجامید. بیانیه ی کنشگران پادشاهی خواه در وبسایت سازمان «ایرانیان آمریکایی برای آزادی» (IAL) نشان میدهد که نوفدی قانون اساسی مشروطه ی پیش از ۱۳۵۷ را یکسره کنار می گذارد و خلأیی حقوقی می آفریند که میتواند زمینه ساز هرج ومرج باشد، و همزمان شورایی به نام «نهاد خیزش ملی» می سازد که یادآور «شورای انقلاب» خمینی است، ساختاری بدون پاسخگویی.

بسیاری از پژوهندگان و کنشگران دیگر نیز به کژی های روش نوفدی پرداخته اند: خواست وفاداری بی چون و چرا، خاموش کردن صدای منتقدان، و گزینش های نادرست مشاوران، که در دوازده سال گذشته تنها به پراکندگی و ناکامی انجامیده است. این پراکندگی به سود جمهوری اسلامی است و بازوی نیابتی آن علیه اسرائیل را زنده نگاه میدارد. پیوندهای تاریخی، همچون دوستی ایران و اسرائیل در روزگار پهلوی، نشان می دهد که بازگشت به قانون اساسی مشروطه ی پیش از ۱۳۵۷ – با اصلاح و بهروز شدن در چارچوب حقوقی آن – می تواند هم ثبات دوران گذار را تضمین کند و هم راه را بر دگرگونی های بنیادین بگشاید.

تنها از راه گفت وگوی آزاد و برنامه ریزی روشن است که میتوان ایران را بازسازی کرد و امنیت اسرائیل و هم پیمانی با آمریکا–اسرائیل را در برابر دشمنان مشترک استوار ساخت. افسوس آنکه نوفدی و جناب قاسمی نژاد با چنین رویکرد و گفتوگویی مخالف اند.


۱۷ شهریور ۲۵۸۴ شاهنشاهی

علی سعادت ملی: کارشناس ارشد امور مالی و بانکداری و برنده ی جایزه استیون ساس برای گسترش صلح در خاورمیانه
دانیال جعفری: پرزیدنت سازمان لیبرتی (IAL)

bottom of page